خاتمی؛ طراح بازی

گویا جلسه ای در ساختمان محل کار جناب آقای خاتمی برقرار بوده و دیده شده که بعد از آن جلسه افراد مختلفی ازگروه های مختلف اصلاح طلب حضور داشتند.
بعد از جلسه محمدرضا خاتمی اولین کسی بود که از اتاق خارج شد و به سرعت به سمت سرویس بهداشتی رفت تا وضو بسازد. پشت سر او محمدرضا تاجیک، محسن امین‌زاده، موسوی لاری، مجید انصاری، خانیکی، صدر، ابطحی، عبدالله ناصری، تاج‌زاده، مسجدجامعی و یکی دونفر نیز بوده اند.
جناب آقای خاتمی هم در آن جلسه مهم دیده شده وگویا این افراد مدام درآنجا جلسه دارند ومباحث مهم سیاسی وانتخاباتی را پی گیری می کنند.
***
یکی از انتقاداتی که در این چند ماه اخیر به سیدمحمد خاتمی وارد شده است، تردید وی در اعلام کاندیداتوری بوده است. حتی اینک هم که حضور یک نفر از بین وی و میرحسین موسوی قطعی شده است، باز هم جسته‌ و گریخته این انتقادها شنیده می‌شود. نقطة اصلی این انتقادها بر این مسئله استوار است که: شخصی که در آمدن و یا نیامدن در صحنة انتخابات این قدر مردد است، آیا در ادامه‌ی مسیر هم بر تردیدهای خود فائق خواهد آمد یا این‌که در نهایت این تردیدها هستند که او را شکست می‌دهند؟

از زمانی که زمزمه‌های نامزدی خاتمی برای انتخابات 88 درگرفت، چند مرحله پشت سر گذاشته شده است.
پردة نخست: آغاز
هرچند که پیشتر از از این‌ها زمزمه‌هایی مبنی بر خواست برخی نیروهای‌ سیاسی، نسبت به بازگشت خاتمی به عرصه‌ی سیاست وجود داشت، اما از اواسط تابستان، با پیگیری‌های جدی و رسمی دو حزب اصلاح‌طلب پیشرو، یعنی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب، بحث جدی در این زمینه کلید خورد. نمایندگان این دو حزب، در جلسات اصلاح‌طلبان، آنها را به اجماع بر سر دعوت خاتمی برای پذیرش کاندیداتوری از سوی اصلاح‌طلبان ترغیب می‌کردند. کم‌کم کار به مطبوعات کشید و هر کدام از نیروهای سیاسی راست و چپ به نوبه خود در این زمینه به ابراز نظر پرداختند. حتی واکنش‌هایی از سوی برخی از اصلاح‌طلبان نسبت به آمدن خاتمی نشان داده شد. حتی هفته‌نامه توقیف شده شهروندامروز، که نفوذ و گسترش زیادی در میان اصلاح‌طلبان داشت، پس از انتشار چندین گزارش از جلسات تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان، به نقد رویکرد مشارکت و مجاهدین در حمایت از خاتمی همت گمارد. تا جایی که سردبیر شهروندامروز با نوشتن سرمقاله‌هایی با همچون: «خاتمیسم آری، خاتمی نه»، «داستان شیخ و سید»، «خاتمی‌تر از خاتمی» و... موضع رسمی نشریه در برابر این مسئله را نمایان کرد.
تا اینجای کار، هنوز خبری از سید محمد خاتمی نبود و وی که موضوع اصلی این جرایانات بود، ظاهراً از این گفتمان خارج بود. اما با انتشار اظهارنظری از خاتمی، مبنی بر این‌که زمینه باید برای آمدن در عرصه انتخابات آماده باشد و مهمترین آن‌ها، توان به انجام رسیدن کار و نیز اقبال و همراهی مردم است، دومین مرحله از این بازی کلید خورد.
پردة دوم: تقابل
شاخصه اصلی این مرحله، شرکت خاتمی در مباحثات مربوط به انتخابات بود. هرچند برخی گفته‌های‌ خاتمی را به ابراز پیش‌شرط تعبیر کردند، اما می‌توان گفت آن حرکت بیشتر مقدمه‌چینی هوشمندانه‌ای بود برای ورود خاتمی به مباحث. زیرا طی شدن منوال بر همان وضعیت قبلی، کم‌کم به ایجاد فضای فرسایش در میان اصلاح‌طلبان نزدیک می‌شد و بیم آن می‌رفت تا برخی از گروه‌های اصلاح‌طلب، رو در روی یکدیگر قرار گیرند. چه آن‌که با اعلام حضور کروبی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، عملاً اصلاح‌طلبان می‌رفتند که در دو دسته خاتمیون و کروبیون قرار گیرند. طرفداران حضور خاتمی هیچ کدام از گزینه‌های عنوان شده که توانایی گذشتن از سد شورای نگهبان را داشته باشد را یارای پیروزی در انتخابات و فائق آمدن بر کاندیدای اصولگرایان -که بی‌شک احمدی‌نژاد است- نمی‌دیدند، به جز خاتمی! و هواداران کروبی به عملگرایی وی تکیه می‌کردند و ابراز می‌داشتند که در صورت پیروزی او می‌تواند دولت را به خوبی اداره کند. در این میان جمعی از دانشجویان که پیش‌تر از این پرچم تحریم را در دست داشتند، دورادور، عبدالله نوری را به عنوان کاندیدای خود مطرح کردند.
اما ورود خاتمی به میدان داستان را به ورطه‌ای دیگر پرتاب کرد. دیگر بحث غالب در اردوگاه اصلاحات، اولویت فلان بر فلانی نبود. بلکه صحبت از چگونه آمدن خاتمی بود. خاتمی گزینه اول اصلاح‌طلبان و نیروهای اجتماعی بود و حضور دیگران مشروط به عدم حضور وی شده بود. پر رنگ شدن حضور وی در جلسات مختلف، همراه شد با اعلام حمایت گروه‌های مختلف اجتماعی و شخصیت‌های برجسته سیاسی. از فعالین ملی‌-مذهبی و نهضت آزادی تا اساتید برجسته دانشگاهی و حتی هنرمندان و اهالی مشهور فرهنگ. با آمدن خاتمی آنها هم وارد بازی شدند و کفه را به نفع او سنگین کردند. راه‌اندازی دو حرکت اجتماعیِ خلاق یعنی «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی و گروه 88 (ستاد ملی جوانان حامی خاتمی) باعث شد تا ارتباط جریان‌های اجتماعی با شخص کاندیدا و تأثیر نظر و دیدگاه آن‌ها بر جریان‌های سیاسی تسهیل شود.
«گروه88» که به «ستاد»88 تبدیل شده بود، کم‌کم ستادهای خاتمی را در سرتاسر کشور راه‌اندازی کرد. «پویش» هم با فعالیت‌های 22گانه و طومار خود صدای توده ایرانیان و با همایش‌ها و دیدارهای خود صدای نخبگان حامی حضور خاتمی - آن‌هایی که تا کنون صدایشان کمتر شنیده می‌شد- را به گوش خاتمی و جامعه رساند. از تک‌تک استان‌های کشور هم، کاروان‌های مردمی به دیدار با خاتمی می‌رفتند و ضمن دعوت از او، حمایت عملی خود را به اثبات می‌رساندند. خاتمی هم در طی این مدت بیکار نبود. او با شرکت در نشست‌ها و مجالس مختلف دیالوگ و گفتگوی عملی با جامعه را آغاز کرده بود. هر از چندگاهی ابراز نظری می‌کرد و با واکنش‌هایی مواجه می‌شد. اما همة این‌ها نشان از این داشت که عملاً وارد کارزار انتخابات شده است؛ حتی اگر کاندیدا نشود. در انتهای این روند و با طولانی شدن ابهام مردم از آمدن یا نیامدن خاتمی، او اعلام کرد که بین او و میرحسین موسوی، قطعا یکی نامزد اصلاح‌طلبان خواهد شد.
پردة سوم: گره گشایی
اعلام حضور یکی از دو یار قدیمی، خاتمی و موسوی، قطعا نقطة عطفی در داستان انتخابات 88 است. اما باید منتظر ماند تا دید در چند ماه باقیمانده تا انتخابات، کدام‌یک از این دو سوار بر مرکب نامزدی، پرچم اصلاحات را در دست می‌گیرند و به کارزار می‌آیند. اما داستان از طراحی پیچیده‌ای در این ماجرا خبر می‌دهد.
تابستان امسال، سعید حجاریان در دایدار با اعضای جبهة مشارکت منطقة خراسان اعلام کرده بود که «ما هم می‌توانیم و باید برای انتخابات آینده سناریوهایی بچینیم و طراح بازی باشیم و از موضع واکنشگری به موضع کنشگری جابجا شویم. فقط در این حالت است که می‌توانیم برنده‌ی بازی باشیم». طولانی شدن داستان حضور خاتمی، تعلیقی به ماجرای انتخابات بخشیده است که تمام نیروهای سیاسی-اجتماعی (چپ و راست) را به سردرگمی انداخته است. حضور و یا عدم حضور وی در این داستان متغیر مستقل است و دیگر جریانات متغیرهای وابسته به این مسئله هستند و بازی خود را باید بر طبق آن طراحی کنند. روشن است که تا تکلیف این قضیه روشن نشود، می‌توان گفت که هیچ جریان و یا کاندیدایی نمی‌تواند برنامه‌ریزی منسجمی و روشنی داشته باشد. گره این جریان زمانی باز می‌شود که تکلیف حضور و یا عدم حضور «سید خندان»
اصلاح‌طلبان مشخص شود. حال پرسش اینجاست که طراح این بازی کیست؟
***
پس از خروج آین همه نخبة سیاسی از نشست چندساعته با خاتمی ، مشخص می شود که این بازی در یک اتاق فکر طراحی می‌شود. طراح آن جمعی از کسانی هستند که همه از بزرگان وتصمیم سازان جبهه اصلاحات هستند. پس هر تصمیمی که در آن اتاق گرفته شود، به احتمال بسیار بهترین تصمیمی است که با توجه به شرایط موجود و توانایی‌های ما گرفته خواهد شد. و گرداننده این اتاق فکر، خود خاتمی است. او چه بیاید و چه نیاید، تصمیم‌گیرندگان اصلاح‌طلب را رهبری می‌کند .

هیچ نظری موجود نیست: