اندرنکوهش لنگه کفش.
اعراب اززمان جاهلیت تاکنون ازاینگونه اعمال ضداخلاقی انجام داده اند واین حرکت خبرنگار عراقی درمقابل یک مقام ارشد آن هم درخاک عراق بعنوان مهمان کاربسیارناپسندی بود
این مختصر نوشتار درموردماجرای پرتاب لنگه کفش توسط خبرنگارعراقی به سمت بوش است که مدتی وحتی هم اکنون سوژه بسیاری ازخبرگزاری ها ورسانه های جمعی بوده وهست..بویژه درکشور خودمان ایران که خیلی ازمقامات ارشد کشوری ازاین مسئله استقبال کردن وآنرا بعنوان رویدادی مهم درتاریخ کشور عراق برشمردند اما من نتنها این مسئله را بسیار زشت وناپسند دانسته بلکه نهایت تاسف را برای مردم عراق وآنهایی که این عمل ضدفرهنگی راستودند دارم.
شادمانی عراقی ها پس ازحمله نظامی امریکا به دولت ستمگربعث وسرنگونی صدام برهیچ کس پوشیده نیست ومراسم جشن باشکوهی که پس ازاعدام صدام درعراق برگزارشد.
بوش باقبول بسیاری ازخطرات واعتراضات بی جهت برخی حامیان تروریسم باازدست دادن تعدادزیادی ازنظامیان خود وتقبل زیان های مالی فراوان به خواست اکثریت مردم عراق به کشورشان حمله کرد ودموکراسی را جایگزین حکومت دیکتاتور صدامی که ماهم ازلبه تیزشمشیرش جراحت بزرگی برداشته بودیم کرد.گرچه دراین اواخر درگیری های بی جهت وکشت وکشتارهای داخلی درعراق اتفاق می افتدکه به دلیل شایعات برخی رسانه ها امریکا رامقصرنشان می دهد وموجبات نارضایتی گروه اندکی ازمردم عراق شده است.اما برکسی پوشیده نیست که عراق جان دوباره اش رامدیون امریکاست وبه محض خالی شدن عراق ازنظامیان امریکایی اوضاع کشورشان بسیار آشفته وبغرنج خواهد شد پس آیاپاسخ این همه لطف این بی فرهنگی وتوهین است؟
باید از خبرنگار بی فرهنگ عراقی (منتظر الزيدي)پرسید: آیا امروز به دیروز خود نگاهی انداختی ، همین ۸ سال پیش رو بیاد بیاور، همان دیکتاتور مملکتت صدام ، ایا در زمان او هم جرات چنین کاری را داشتی ، اصلا جرات نفس کشیدن ، جرات چپ نگاه کردن داشتی ، حال به امروز برگرد و حکومت حاکم بر مملکتت در چارچوب دمکراسی را نظاره کن ،
همان فردی که امروز مورد لطف قرارش دادی “همان رییس جمهور منفور” این امکان را برای تو فراهم کرد ، اما تو شعور دمکراسی را نداشتی ،کاش اینو درک می کردی که توی به اصطلاح خبرنگار، قدرتی بزرگتر از هر لنگه کفشی داری ، قدرت قلم ، قدرت تفکر، قدرت گفتمان، کاش بجای شارلاتانیزم کمی نحوه ی استفاده از ابزار دمکراسی را فهمیده بودی ، روزی ملت تو قدر محبت بوش را خواهد فهمید، کاش تو هم بفهمی، کاش.
می خواست بگوید روش ما برای پرسش و پاسخ ، استفاده از گلوله گرم و لنکه کفش سرد به جای میکروفون و کاغذ و قلم است.پرتاب لنگه کفش به هر دلیلی از سوی هر کسی رخ دهد بی شک با منطق و اخلاق و اصول انسانی سازگاری ندارد اما دلایل بسیاری در دل این خشم ، نهفته است که بی‌تفاوت گذشتن از کنار آن، بی شک لنگه کفش‌های دیگری را روانه عرصه حضور مقامات مسئول می کند. یعنی آنجا که جامعه در هر سطوحی، توده مردم، جامعه دانشگاهی ، رسانه ای و حتی گاه نخبه گان و نمایندگان پارلمان‌ها احساس کنند که حرف ها و شکوایه‌هایشان شنیده نمی‌شود، به رفتارها و برخوردهای فیزیکی و خشن روی می‌آورند که از جمله آن پرتاب اولین اشیاء نزدیک به آنها به سمت فرد مورد اعتراض است.
اما نکته دیگر درکنار خطابه ها وابرازخوشحالی های مقامات کشورمان لااقل به ضدفرهنگ وغیراخلاقیبودن این حرکت اشاره ای بشود وما تاکی می خواهیم تعصبی ویک جانبه نگر وستیزه جو باشیم.
بهترنبود با اشاره به تبعات ضدفرهنگی آن وبرشمردن واحساس ناراحتی ازاین حرکت ناشایست وغیرفرهنگی .متذکرشویم خبرنگارعراقی می توانست به گونه ای دیگر اعتراض وحتی تنفر خودرا اعلام کند باپلاکارتی بامقاله ای نه باین حرکت وحشیانه .
البته بوش بانهایت خونسردی وفهیمی هیچ گونه ابراز ناراحتی وگلایه نکرد واین را ازلازمات دموکراسی وآزادی های اجتماعی وفردی دانست .درهرصورت من شخصا ازاین حرکت ابرازتاسف دارم و معتقدم برای اعتراض ونشان دادن تنفر ازمسئله ویا شخصی ویا... هیچوقت نباید به حرکات بی ادبانه ودوراز اصول انسانی روی آورد .هرچند طرف مقابل خود به دور ازآداب سیاسی باشد.

هیچ نظری موجود نیست: