ترديد خاتمی را محترم بدانيم


چند ماه مانده به پايان دوره رياست جمهوري محمود احمدي نژاد، مساله انتخابات بخش اعظم فضاي سياست داخلي کشور را درگير مسايل مربوط به خود کرده و مردم نيز در پيچ وخم آشفته بازار دو اردوگاه اصلاح طلب و اصولگرا و همچنين تنوع و تعدد کانديداي شناخته شده و ناشناخته رفته رفته در تدارک تصميم گيري و انتخاب اصلح قرار مي گيرند.



حضور يا عدم حضور چهره اي به نام خاتمي به عنوان شخصيتي که مي تواند پتانسيل کافي براي پيروزي بر حريف را داشته باشد مساله اي است که امروز در کارزار انتخاباتي به نوبه خود قابل تامل و بحث مي باشد و نکته اي که تقريبا در اکثر جناح هاي سياسي مورد اجماع بوده، تاثير مستقيم حضور خاتمي بر چگونگي شکل گيري انتخابات آتي، آمدن يا نيامدن برخي چهره ها به واسطه حضور خاتمي، تعدد يا وحدت کانديداي جناح ها و نتيجه انتخابات مي باشد.

در همين راستا مي توان به سه موضع اصلي در مورد کانديداتوري خاتمي اشاره کرد که طبيعتاً موضع اول (حاميان) جريان مدافع کانديداتوري خاتمي هستند که بر محوريت نجات ملي و خروج از مشکلات امروز جامعه تاکيد کرده و اصلاحات را به مثابه روشي براي مملکت داري پسنديده تر ارزيابي مي کنند و اصولاً نماد اين گفتمان را در چهره خاتمي به عنوان فردي که هم قابليت اجماع دارد و هم دغدغه شوراي نگهبان را نخواهد داشت مي بينند، اما موضع دوم (مخالفان) شامل بخشي از اصولگراياني است که مرز مشخصي با اصلاحات و نماد آن دارند و از احمدي نژاد حمايت مي کنند و يا اصولگراياني که گرچه منتقد وضع موجود و دولت فعلي هستند اما درهر صورت احمدي نژاد را بر خاتمي ترجيح مي دهند و يا برخي اصلاحاتيون که در کنار شيريني فرض پيروزي خاتمي به تلخي فرض شکست او نيز مي انديشند و حضور خاتمي را در نگاه کلي تر به صلاح آينده جنبش اصلاحات نمي دانند.

بالاخره سومين موضع (طراحان) نيز يا خويش مدعي کرسي رياست جمهوري هستند يا در سطح کلان، طرح وحدت ملي، ائتلاف درون جناحي يا عبور از احمدي نژاد را مطرح مي سازند. روي هم رفته اين بحث ها و تحليل هاي متواتر که اين روزها مطبوعات و احزاب را مستقيم و مردم را غير مستقيم تحت تاثير قرار داده است متاسفانه تا پاي صندوق راي و روز انتخابات بيشتر نمي رود و جوشش و شوق اين رقابت و نتيجه آن مانع بحث هاي اصلي تر يعني مسايل مربوط به فرداي روز انتخابات شده است، اين که آيا در اين بحران اقتصادي جهاني که به مرور زمان به کشور ما نيز سرايت مي کند، براي اقتصاد پويا برنامه اي مدون تدارک ديده شده است؟ آيا اصولاً چشم انداز روشني براي فرداي پيروزي احتمالي در زمينه هاي سياسي و فرهنگي پيش بيني گرديده و... . متاسفانه گويي برخي سياست هاي نادرست داخلي يا اقتصادي دولت فعلي باعث شده فعاليت هاي انتخاباتي، تنها به عبور از مقطع فعلي منعطف شود و اصولاً پيش آمد تعابيري نظير نجات ملي، وحدت ملي، دولت ائتلافي و... از خواستگاه چنين ديدگاهي است و توجه بيش از حد به اين قسمت و دميدن بر تنور آمدن خاتمي ما را از قسم دوم و اهـــم آن يعني فرداي قدم گذاردن بر پاستور غافل نموده است.

اما به نظر مي رسد در اين ميان شخص خاتمي خود بيشتر به اين مساله واقف است و فرداي روز انتخابات به فرداي آن مي انديشد و بيان دغدغه هايش نيز نشان از اين مساله دارد، با اين تفاسير دو دغدغه اصلي که شخص خاتمي بارها آن را مطرح کرد قابل درک است و علي الخصوص همراهي ارکان نظام با وي به عنوان مساله اي که براي پيشبرد اهداف مهم است از اهميت بالايي برخوردار است. مرور تاريخ 8 سال اصلاح طلبي (پارلماني و اجرايي) و انواع و اقسام مشکلات و کارشکني ها، از توقيف مطبوعات و کثرت محبس فعالان سياسي گرفته تا کوي دانشگاه و ترور مشاور رييس جمهوري، از ضرب و شتم وزرا تا قتل هاي زنجيره اي، از چراغ و کنفرانس برلين تا ابطال صندوق هاي مجلس ششم و هزاران معضل ريز و درشت، امروز و اکنون پيش نظر ماست، خاتمي اگر ترديد دارد و اگر دغدغه حمايت ارکان دارد دليلش را بايد در آن تاريخ ها جستجو کرد و اگر وي لحظه اي ظن قوي يافته که با حضورش همان فضاي خشونت احيا خواهد شد بايد به او در نيامدن و ترديد حق داد، مگر مي توان از او انتظار داشت که لوايح دوقلو را فراموش کند و يا با وجود سيل مشتاقين کانديداتوري زهر تعدد کانديدا را به تن بزند و بي پروا پاي در اين ميدان بگذارد.
البته بايد گفت اين مشکلات براي ترديدها لازم، اما براي نيامدن و خالي کردن صحنه کافي نيست زيرا اولا ًبخش عظيمي از کارشکني ها امروز و به سبب عملکرد دولت نهم و تجربه چهار ساله اصولگرايان ماهيت اعتراضي خود را از دست داده است و طبيعتاً جو عمومي که امروز به نامه نوشتن رياست جمهوري ايران به سران ايالات متحده عادت کرده است و يا سخناني مانند دوستي با ملت اسراييل را به گوش آشنا مي بيند براي مصاحبه با شبکه خبري آمريکايي کفن نخواهد پوشيد و ثانياً ماندن و اصرار بر سر مواضع به حق و صحيح از راه حل هاي ديگر مقابله با کارشکني ها است که اخيراً خاتمي در دانشگاه تهران به اين موضوع و خلا آن در تجربه هشت ساله اشاره داشت.
به هر حال در پايان بايد گفت در مقطع فعلي جماعتي از مردم مشتاق تحول، به وي و حضورش دل بسته اند و هر آنچه عطش آنها براي خروج از وضعيت فعلي قابل درک است دغدغه ها و ترديدهاي خاتمي نيز محترم خواهد بود

هیچ نظری موجود نیست: