تشنگان قدرت یا شیفتگان خدمت
واقعا نمیدانم اسمش را چه بگذارم؟؟از طرفی خبر محمد باقر قالیباف را میشنویم که گویا به دلیل احتمال حضور سید محمد خاتمی از کاندیداتوری منصرف شده کما اینکه به گفته ی بعضیهاحتی ستاد های انتخاباتی وی نیز رو به تعطیلی رفته است؛که اگر به واقع اینگونه باشد باید به وی تبریک گفت؛ از طرف دیگر میشنویم که جناب کروبی عزیز حمایت میکند از اینکه اصلاح طلبان در مورد کاندیدای
خود به اجماع برسند و همزمان در جلسات خصوصی حرف از کاندیداتوری خود میزند در حالیکه بهانه ی وی برای حضور در انتخابات اصرار افرادعضو حزب اعتماد است.بدین ترتیب آقای کروبی به جمعیت اصلاح طلب میگویدمن در انتخابات شرکت میکنم و شما برای اینکه رایها؛ نشکند باید در موردمن به اجماع برسید. از طرف دیگر میبینم که رئیس جمهورمان فعالیت های انتخاباتی خود را زودتر و وسیع تر از همه شروع کرده است کما اینکه نشریه ای نیزتوسط ستادهای انتخاباتی ایشان در چند هفته ی اخیر چاپ میشود.آیا رئیس جمهور هنوز هم فکر می کنند میتوانند پول نفت را بر سر سفره ها بیاورندو فکر می کنند کارایی لازم را برای پیشبرد اهداف چشم انداز دارند؟
یکی از مباحثی که جناب رئیس جمهور به عنوان افتخار برای خود از آن یاد می کردند؛حال بگذریم که آیا واقعا افتخار است یا خیر؛بحث نداشتن اهداف حزبی و درگیر بازی های سیاسی نشدن بود که جدیدا با خبرهایی که معمولا اجازه ی نشر ندارند متوجه میشویم ایشان نیز .....؛آقای محسن رضایی هم که احتمال آمدن خود رابا سخنرانی در دانشگاه پیام نور اراک اعلام نموده؛ یعنی ایشان هنوزبی میلی مردممان نسبت به حضور وی در انتخابات را نفهمیدند؟
آقای عارف هم که حتی با آن مصاحبه ای که شهروند امروز با ایشان انجام داد؛بیان کرده که در صورت نیامدن محمد خاتمی در انتخابات شرکت خواهد کرد.در این بین باز هم آفرین بر محمد خاتمی عزیز که آگاهانه در حال بررسی است که آیا با شرایط موجود کاری از دستش بر می آید یا خیر.امیدوارم در برداشت نظر بنده دچار اشتباه نشوید؛بحث بنده در این باب اصلا اصولگرایی یا اصلاح طلبی نیست. بجث بنده این است که رجال سیاسی ما را چه شده است؟؟واقعا همه شیفتگان خدمتند؟؟ یا تشنگان قدرت؟؟؟

هیچ نظری موجود نیست: