تسلیت ایام سوگواری آقا ابا عبدالله
حادثه عاشورا و تاريخچه كربلا دو صفحه دارد، يك صفحه سفيد و نوراني و يك صفحه تاريك ، سياه و ظلماني كه هر دو صفحه اش يا بي نظير است و يا كم نظير.صفحه سياه و تاريكش از آن نظر سياه و تاريك است كه در آن فقط جنايت بي نظير و يا كم نظير مي بينيم. در صفحه ديگر جنايت نيست تراژدي نيست بلكه حماسه است ، افتخار است و نورانيت است ، تجلي حقيقت و انسانيت است ، تجلي حق پرستي است. چرا بايد حادثه كربلا را هميشه از نظر صفحه سياهش مطالعه كنيم؟ و چرا بايد هميشه جنايتهاي كربلا گفته شود؟ چرا ما صحفه نوراني اين داستان را كمتر مطالعه ميكنيم، درحاليكه جنبه حماسي اين داستان صد برابر برجنبه جنايي آن مي چربد و نورانيت اين حادثه بر تاريكي آن خيلي مي چربد.
غلام نرگس مست تو تاجداراناند
خراب باده لعل تو هوشیاراناند
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازداراناند
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگواراناند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بیقراراناند
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکاراناند
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزاراناند
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سواراناند
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کاراناند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگاراناند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر